... I just feel cold

.

قــتل اتفاق ساده ای ست

وقتی ،

دست های مـن آنقــــدر سرد هست ؛

که تب ِ دست های تــو را بکُشد ...

.

ps 1 : گیرم قصاص هم نکردی ، با وجدانم چه کنم ؟؟

ps 2 : دیشب این تکست جور دیگری نوشته شد ( پست قبل )

جوری که دلم خواست یک چادر بکشم به سرش ..!

چرا ندارد ..!!

اینجا ، این همه عریانی واژه ، خوب نیست ...!

.

/ 29 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دارکوب

من که رمز ندارم چی ؟‌‌؟؟ [خنثی]

دارکوب

این قتلی که ازش داری حرف میزنی همچین اتفاق ساده ای هم نیست ها !‌ [رویا]

Amin K

وجدانم اگه درگیر روزمرگی شه صدای الارمش ضعیف میشه...

شکلات

با یک موضوع جدید به روزم[لبخند]

سينا

قصه دستهای سرد و تنهای تبدار پایان ندارد گویا

من

...

نیلو

وفا جان التماس دعا [گل]

حنانه

سلام شما که اینجوری نبودی!