My perfume identity

.

آن دم که آسمان روز

تیره می شود چون شب

و بــــــاران

بی امـان ،

می بارد بر تن داغ زمین ...

عطر خــــاکی  که برمی خیزد از تب ِ این برخورد ،

عطر هویــــــت من است

.

بوی بـــــــــــاران و خـــــــــاک .. عطر هویت من ...

.

.

ps 1 : عطری را استشمام می کنم که به مشام نمی رسد ...!!!

p.s 2 : سال هــــاست  بهار گم شده است در خزان نبودن تو ...

.

.دوباره خزون اومد

نــــم نــــم بارون میزنه تو صورتم

بــــــوی خــــــاک و نـــم کوچه ، میگه هنوز دیونتم

رعد و برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز

دستای کیو گرفتی زیر بارونای پاییز

می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره

ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره

خزونم داره میره ، نموند برگی رو درختا

من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها

دیگه بارون نمی باره ، توی جاده پر برفه

به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته

می خوام اینجا با تو باشم زیر برف و باد و بارون

نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون

می خوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره

ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون می باره

.

Singer : Mohsen chavoshi

/ 38 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سحر (درنگ)

آپ که نمیکنی. عکس این گربه هه را هم که عوض نمیکنی. خب من چیکار کنم از دست تو!؟

عاطفه

من چیکار کنم از دست تو[عصبانی] بغلم نمی کنما[عصبانی]... لوس نشو[مغرور][مغرور]

عاطفه

چرا آپ نمیکنی بانو؟ میگم من به این گربه تا حالا فکر نکرده بودم[خنده]چه ربطی داره اونوقت به وبلاگ تو؟[نیشخند] شوخی کردم[شوخی]

غزل

منم اعتراض دارم : چرا نمی آپی وفا جان ؟[متفکر]

غزل

از اینکه انقدر با صراحت نظرتو راجع به پستهام میگی نمیدونی چقدر خوشحالم و ممنون ازت[قلب][گل][ماچ]

عاطفه

نظرتو گربه اومده خورده[نیشخند]