.

دیشب وقتی سرم را گذاشتم روی بالش ؛ سعی کردم کمی در خیالم نقاشی کنم...!!

دلم می خواست تصویری بکشم که گویای درونم باشد..

فکر می کردم به اینکه درون من بیشتر شبیه چیست...!!

یک نهال در دل گلدانی شکسته که در تقلای زنده ماندن است ؟

همان موج هایی که هرگز  نمی رسند...؟؟؟

یا قطره اشک های باران پشت پنجره ؟

.

.

نـــــه...

هر چه فکر کردم دیدم ، هیچ کدام اینها شبیه من نیست..

کمی بعد اما .. تصویری را از اعماق وجودم بیرون کشیدم که انگار خود من بود

تصویـــــــر بچه گربه ای، که گم شده و تنهاست....!!

 باور کن  هیچ کس بهتر  از من نمی داند که برای یک بچه گربه ؛

هیچ چیز دلهره آور تر از گم شدن نیست...!!!!

و هیچ کس بهتر از یک بچه گربه نمی داند که اینگونه ، زندگی چـــــــــــقدر دشوار می شود ،

بی سرپناهی و دربه دری...

دست های خالی و بی کسی...

خیابان های شلوغ و بی رحم...

کوچه های خلوت و تاریک...

چشم های دریده...!!

آدم های بی صفت...!!

.

.


تو به من بگو...

در این میان آیا.. دستی مامـــــن یک بچه گربه ی بی پناه می شود ؟؟؟؟؟؟؟؟

.

p.s 1 : چشم هایم را می بندم.. و تصویر درونم را در اعماق وجودم گم می کنم و فراموش میکنم که روزگاری بود که من ، نقاشی را دوست داشتم...!!

p.s 2 : آنقدر برای کوچکترین چیزهای این زندگی جنگیده ام.. که گاهی وقت ها فکر می کنم ، من از روزی که متولد شدم یک جنگجو بوده ام....!!!!

.

.

 این سکوت و این هوا و این اتاق شب به شب به خاطرم میاردت

 توی این خونــه هنوزم یـه نفر نمیخواد بـــاور کنه نداردت

 نمیخواد باور کنه تو این اتاق دیگه ما باهم نفــــــــــس نمیکشیم

 زیر لب یه عمر میگه با خودش ما که از هم دیگه دست نمیکشیم

 به هوای روز برگشتن تو سر هر راهی نـشونه میکشه

 با تمام جاده های رو زمین رد پاتو  و سمت خـونه میکشه

من دارم هر روزمو بدون تـــو با تب یه خاطره سر می کنم

با خودم به جای تو حرف میزنم خودمو جای تو باور میکنم

توی این خونه به غیر از تو کسی دلشو با من یکی نمیکنه

من یه دیوونه م که جز خیال تو کسی با من زندگی نمیکنه

تو سکوت بی هوای این اتاق شب به شب به خاطرم میارمت

خودمم باور نمی کنم ولی دیگه بــــــــاورم شده ندارمت

.

Singer : Mehdi Yarahi

.

نوشته شده در یکشنبه ٥ شهریور ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٢٥ ‎ق.ظ توسط نظرات () |